نام و نام خانوادگی:
علیرضاممیززاده
ایمیل
آرشیو یادداشت ها
 
موضوعات:
 
 
       

از ساختمان 903 تا سر سرچشمه
تعداد بازدید:864 | تاریخ انتشار:27-11-1392

مقدمه

روز اول مهر که شد نمیخواستم برم مدرسه، حس میکردم که مرا از خانواده ام جدا میکنند و می برن واسه همیشه ... برای همین دایم گفت بیا با ماشین من بریم، من همراهت میام( من عاشق پیکان قرمزش بودم)، از در خونه اومدیم بیرون دیدم ایمان و محمد و ... ( بچه های محله ای های من) دم در خونه واستادن و منتظرن، به دایم گفتم: میشه اینا رو هم ببریم ما که همه توی یک مدرسه ایم. وقتی رسیدم دم مدرسه از پیکان 11 تا بچه قدم نیم قد پیاده شدن ... اگه اونا نمی اومدن شاید خیلی روز اول بهم سخت میگذشت.  

بخش اول

اولین باری که دست به طراحی گرافیک زدم توی کافی نت بود برای یک جشنواره تک پوستری بعد که کار پذیرفته شد خیلی ذوغ کردم که منم دیده شدم ... از اون به بعد دچار یک نوع جنواره زدگی تک پوستری شدن .

دو روز مانده بود به حرکت برای کارگاه ایران جوان که اس ام اسی از طرف نهضت اومد با این عنوان که تقدیر از فعالان انقلاب اسلامی شهر مشهد در فرهنگسرای انقلاب اسلامی نمیدونستم برم یا نه اما دل رو به دریا زدم و رفتم برای اشنایت با دوستان جبهه اما وقتی که برنامه تموم شد بی دلیل زدم از سالن بیرون و امدم طرف خونه. روز بعد با کلی کلنجار رفتن برای دیدن دوستان نهضت پوستر مردمی رفتم به ساختمان 903

این متن ادامه دارد و به زودی اضافه می شود .

 

نظرات شما
نام: درج نظر:
پست الکترونیک:  
وب سایت:
نظر به صورت خصوصی ارسال شود  
حاصل عبارت 2+6 را در کادر روبرو وارد نمایید

  مجموعه پوسترهای فارسی / مجموعة اللوحات الإعلانیة العربیة  / Collection of English Posters   صفحه نخست / پیوندها / عضویت /ورود  
  اخبار / بچه های نهضت / تریبون / نگاه نهضت / معرفی / تقدیرها / طلیعه نهضت/ اساسنامه نهضت / قوانین و مقررات